رسانه‌های اجتماعی به‌مثابه میدان شرطی‌سازی بین‌سیستمی: مطالعه کیفی هم‌کنشی شرطی‌سازی کلاسیک و فرهنگ آموزشی در فروپاشی تنظیم هیجانی دانشجویان
کد مقاله : 1372-PWBE
نویسندگان
رضا خنار *
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی
چکیده مقاله
این پژوهش کیفی با هدف کاوش هم‌کنشی شرطی‌سازی کلاسیک و فرهنگ آموزشی در رسانه‌های اجتماعی به عنوان میدانی بین‌سیستمی و نقش آن در فروپاشی تنظیم هیجانی دانشجویان انجام شد. روش‌شناسی پژوهش بر پایه رویکرد تفسیری-ساخت‌گرا و تحلیل تماتیک بود. نمونه‌گیری هدفمند شامل ۲۸ دانشجو (۱۷ زن و ۱۱ مرد، میانگین سنی ۲۳/۴ سال) از دانشگاه‌های مازندران، تهران و سایر استان‌ها بود که حداقل دو سال تجربه فعال در رسانه‌های اجتماعی داشتند و علائم فروپاشی تنظیم هیجانی مرتبط با تعاملات دیجیتال را گزارش می‌کردند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و تا رسیدن به اشباع نظری تحلیل شدند. تحلیل تماتیک منجر به استخراج شش تم اصلی گردید: ۱) شرطی‌سازی اعلان‌محور به عنوان محرک اولیه هیجانی، ۲) مقایسه فرهنگی به عنوان تقویت‌کننده شرطی‌سازی منفی، ۳) فروپاشی لحظه‌ای تنظیم هیجانی در چرخه دیجیتال، ۴) نقش فرهنگ آموزشی در جفت‌سازی محرک‌های شرطی، ۵) مقاومت و تلاش برای بازسازی هیجانی، و ۶) رسانه‌های اجتماعی به عنوان میدان بین‌سیستمی شرطی‌سازی. یافته‌ها نشان داد که رسانه‌های اجتماعی با ادغام الگوریتم‌های دیجیتال و فرهنگ رقابتی آموزشی، شرطی‌سازی کلاسیک را در سطوح چندگانه تقویت کرده و چرخه‌ای مداوم از فروپاشی تنظیم هیجانی ایجاد می‌کنند. این پژوهش بر ضرورت مداخلات مبتنی بر بازسازی شرطی‌سازی و ذهن‌آگاهی دیجیتال تأکید دارد.
کلیدواژه ها
رسانه‌های اجتماعی، شرطی‌سازی کلاسیک، فرهنگ آموزشی، تنظیم هیجانی، فروپاشی هیجانی
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر