پاناپتیکون مدرن: تحلیل روان‌شناختی سندروم آپارتمان شیشه‌ای و پارادوکس شیشه‌ای در عصر دیجیتال
کد مقاله : 1342-PWBE (R2)
نویسندگان
نسرین شمس *1، سید مصطفی بنی طبا2
1دانشجوی دکتری
2استاد دانشگاه
چکیده مقاله
این مقاله به بررسی هم‌پوشانی دو پدیده «سندروم آپارتمان شیشه‌ای» در فضای فیزیکی و «پارادوکس شیشه‌ای» در فضای دیجیتال و تحلیل پیامدهای روان‌شناختی ناشی از «مرئیت توخالی» می‌پردازد.این پژوهش یک مطالعه مروری نظام‌مند با تحلیل نظری است که از چارچوب‌های روان‌شناسی محیط، نظریه خودمختاری (SDT) و نظریه تعیین‌مشی شغلی (JD-R) بهره می‌برد.یافته‌ها نشان می دهد زندگی و کار در محیط‌های شفاف فیزیکی و دیجیتال، نیازهای بنیادین روان‌شناختی شامل خودمختاری، شایستگی و ارتباط را به طور سیستماتیک نقض می‌کند . این نقض منجر به پیامدهای بالینی از جمله اضطراب، فرسودگی شغلی، اختلال در هویت و احساس ازخودبیگانگی می‌شود .مفهوم «مرئیت توخالی» به عنوان هسته مرکزی این آسیب‌شناسی شناسایی شد.
راهکار نهایی، بازطراحی یکپارچه محیط‌ها با محوریت احترام به حریم خصوصی و تقویت خودمختاری است. طراحی فضاهای فیزیکی و پلتفرم‌های دیجیتال باید به سمتی حرکت کند که به جای نظارت توخالی، ارتباط اصیل و انتخاب فردی را تسهیل کند. این تغییر، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای حفظ سلامت روان در عصر دیجیتال است.
کلیدواژه ها
پارادوکس شیشه‌ای، مرئی‌بودن توخالی، نظریه خودمختاری، سرمایه‌داری نظارتی، سلامت روان دیجیتال
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی